استفاده از محتویات این وبگاه با ذکر منبع مجاز است

چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۱ ه‍.ش.

پسران بزکشی فیلم دو طفل هنرمند افغانستان نامزد جایزه ی اسکار شدند



فیلم بچه های( پسران) بزکشی از میان بیش از شصت و پنج فیلم کوتاه که در اسکار امسال حضور دارد، در رقابت با چهار فیلم دیگر نامزد بهترین فیلم کوتاه است. افغانستان امسال فیلم بلند سینمایی سنگ صبور ساخته عتیق رحیمی را به اسکار معرفی کرد اما فیلم کوتاه بچه های ( پسران )بزکشی موفق به حضور در بخش رقابتهای اسکار شد.





این فیلم سال گذشته در کابل ساخته شد. تهیه کننده فیلم، اریل نصر فیلمساز افغان - کانادایی است که طرح اولیه بچه های (پسران )بزکشی نیز از او بوده است. کارگردان فیلم، سام فرنیچ فیلمساز آمریکایی است که چند فیلم کوتاه را در کارنامه خود دارد. در فیلم بچه های بز کشی اطفال افغانی جوانمرد پاییز و فواد محمدی کار کرده اند.

سه‌شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۱ ه‍.ش.

فیلم وژمه برنده جایزه ساندنس



 

 
فیلم "وژمه" دومین ساخته برمک اکرم نویسنده و کارگردان افغان، برنده جایزه بهترین فیلمنامه دراماتیک در بخش سینمای جهانی در جشنواره "ساندنس" شد.

فیلم اول آقای برمک به نام "بچه کابل" پیش از این در جشنواره ونیز به نمایش درآمده بود.

فیلم "وژمه" داستان عشق دختری بنام وژمه و پسری بنام مصطفی و فشارهای اجتماعی است که این دو با آن روبرو می شوند.

برمک اکرم که متولد افغانستان است در فرانسه، هنر خوانده است. او در زمان طالبان به افغانستان رفت و تلاش کرد در آنجا فیلمی بسازد اما موفق نشد.

در بیست و نهمین دوره جشنواره ساندنس که به مدت ۱۰ روز از هفدهم تا ۲۷ ژانویه ادامه داشت، ۱۱۹ فیلم داستانی، کوتاه و مستند از بیش از ۳۲ کشور مختلف به نمایش گذاشته شد.

۲۷ فیلم از این مجموعه در بخش رقابت های جشنواره شرکت کردند.

فیلم های امسال از میان بیش از ۴ هزار فیلم ارسال شده به جشنواره انتخاب شده بود که از این میان ۵۱ فیلم از آثار کارگردان‌هایی است که با فیلم اولشان شرکت کرده اند.

در جشنواره امسال فیلم فروتویل، به نوشته و کارگردانی رایان کوگلر، دو جایزه هیئت داوران و جایزه اول تماشاگران را در رشته بهترین فیلم داستانی آمریکایی، از آن خود کرد.

جشنواره ساندنس به همت رابرت ردفورد بازیگر، کارگردان و تهیه کننده آمریکایی در سال ۱۹۷۸ کار خود را به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی به منظور حمایت از فیلم های هنری و مستقل آغاز کرد.

این فستیوال هم اکنون به یکی از بزرگترین مراکز اجتماع فیلمسازان فیلم های کم هزینه خارج از حلقه فیلمسازی هالیوود تبدیل شده است.

 





دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱ ه‍.ش.

فیلم «سنگ صبور» یا تعمق در روان انسان ها









 


کار تولید فیلم سنگ صبور، ساختۀ عتیق رحیمی، به پایان رسیده است. پخش رسمی این فیلم که تا حالا، تنها در فستیوال ها نمایش داده شده است، برای آغاز سال 2013 در نظر گرفته شده است.

عتیق رحیمی، که قبلاً فیلمی به نام خاک و خاکستر، و همچنان قبل از آن فیلمی، با شرکت ظاهر شاه، پادشاه سابق افغانستان ساخته بود، اینبار محتوای کتابی را که تحت عنوان سنگ صبور نوشته بود، به فیلم تبدیل کرده است. در حالیکه برای نوشتن یک کتاب، قلم و یا هم «کیبورد» یک کامپیوتر کافی است، برای اینکه این کتاب به فیلم تبدیل شود، باید ده ها نفر بسیج شوند و از تمویل کنندگان تا بازیگران و پرسونل تکنیکی، ساختن یک فیلم، یک دم و دستگاه عریض و طویل را ایجاب میکند.

در گفتگویی با ما، آقای عتیق رحیمی در این مورد میگوید که از آغاز کار، یعنی از زمانیکه کتاب سنگ صبور چاپ و پخش شد، بسیاری از او درخواست کرده بودند که از آن فیلمی بسازد. ولی مدت ها زمان لازم شد تا آقای رحیمی طرز بیان سینمایی این داستان را پیدا کند. سنگ صبور، داستانیست که اکثر وقایع آن در میان چهار دیوار میگذرد و داستان پیچیده و سختی است که به سادگی نمیشود آنرا با زبان سینما بیان کرد.

از سوی دیگر، ایجابات بازار سینما هم کار را آسان نمیکند. تمویل کنندگان این فیلم در آغاز میخواستند که به دلایل اقتصادی و تجارتی، این فیلم به زبان انگلیسی ساخته شود. ولی آقای رحیمی در همکاری با ژان کلود کاریر، که سناریو نویس این فیلم است، به این نتیجه رسیدند، که این فیلم، بجز از فارسی، به زبان دیگری نمیتواند باشد. اگرچه این انتخاب، مشکلاتی برای تمویل فیلم ایجاد کرد. ولی با آنهم، نهادی به نام شرکت 37، حاضر شد تمویل مصارف اولی این فیلم را بعهده بگیرد. در فرانسه، یک فیلم معمولی، با بودجۀ دو تا سه ملیون اورو ساخته میشود، ولی فیلم سنگ صبور، در نهایت، با چیزی نزدیک به یک چهارم این بودجه ساخته شد.

در مورد شخصیت خانمی که در این فیلم توسط گلشیفته فراهانی بازی شده است، آقای رحیمی میگوید که او در سرنوشت خاصی دچار شده است. شوهرش فلج شده است و او باید از شوهرش مراقبت کند. با او صحبت کند و شب و روز عبادت کند، تا او را دوباره به زندگی برگرداند. ولی آهسته آهسته، عبادت جای خود را به اعتراف میگذارد. زن چیزهای ناگفتنی را میگوید، که در طی ده سال زندگی مشترک نتوانسته بود به شوهر بگوید. فلج بودن شوهر، که به یک نوع حالت کوما شباهت دارد، به زن اجازه میدهد که همۀ راز های خود را به او فاش کند.

برای آقای رحیمی، مهم اینست که هر کسی بسیار چیز های ناگفته دارد که اگر فرصتی پیش بیاید میتواند آنرا بیان کند و ولی فرهنگ ها اجازۀ ابراز بسیاری از این مسایل را نمیدهند و به همین دلیل مردم به همدیگر دروغ میگویند.

شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ ه‍.ش.