استفاده از محتویات این وبگاه با ذکر منبع مجاز است

۱۳۸۹ آبان ۲۶, چهارشنبه

فیروزه حفیظ هنرمند شهره تاجیکی











فیروزه حفیظ در تاجیکستان زاده شده است و اهل تاجیکستان است فیروز حفیظ از خرد سالی به هنر رقص و آواز خوانی علاقه ی زیاد داشته است. واکنون فیروزه حفیظ در هنر موسیقی تاجیکستان یک ستاره درخشان است فیروزه حفیظ در دانشگاه تاجیکستان در بخش رقص وموسیقی مصروف آموزش است.فیروزه حفیظ ازدواج کرده ودارای یک دختر می باشد.
فیروزه حفیظ نه تنها در میان مردم تاجیکستان بل در میان مردم افغانستان و ایران نیز دارای شهرت زیاد است فیروزه حفیظ زمانی در میان مردم افغانستان علاقه پیداکرد که آهنگ های خود را در افغانستان روان نمود و با هنر مندان افغانستان یکجا کنسرت اجرا کرد امروزه در میان رسانه های افغانستان آهنگ های فیروزه پخش میشود و تمام مردم افغانستان فیروزه حفیظ را می شناسند. و به هنرش علاقه مند هستند در ایران نیز فیروزه از شهرت خاصی برخورداراست که میتوان از کنسرت مشترک افشین هنرمند شهره موسیقی ایران با فیروزه نامبرد.

شمالی در صدای احمد ظاهر!

احمد ظاهر نابغه ی هنر موسیقی


خدا میداند آن آواره گان دور از چمن زار ها و مرغزاران شمالی با شنیدن این آهنگ محلی شمالی به صدای احمد ظاهر چقدر گریه خواهند کرد. به هر حال سوز و گداز اشعار این آهنگ وقتی قبل از همه قابل درک است که با صدای سوزناک احمد ظاهر همزمان آنرا بشنوید و بخوانید.

از اینجا تا شمالی کار دارم

به کوهدامن یکی دلدار دارم

خدایا چاره کار مرا کن

به دل ارمان ها بسیار دارم


***

به زیر تاک انگور استی ای گل

چرا بیمار و رنجور استی ای گل

شمالی آمده مسکن گزیده

چرا که تو ز من دور استی ای گل

***

بیا بنگر ببین بس دل نشین است

شمالی جای یار نازنین است

بهاران شمالی سبز و خرم

شمالی جنت روی زمین است

***

از اینجا تا شمالی کار دارم

به کوهدامن یکی دلدار دارم

خدایا چاره کار مرا کن

به دل ارمان ها بسیار دارم

۱۳۸۹ آبان ۲۱, جمعه

گفت وگو با بصیر سنگی در مورد فیلم جدیدش




بصیر سنگی:" انتحار راه رسیدن به مقصد نیست "

بصیر سنگی، کارگردان سینما از افغانستان، می‌گوید که یکی از مشکلات اصلی سینماگران افغانستان نبود داستانهای جالب برای تهیه فیلمهاست.
بصیر سنگی که در جشنواره بین‌المللی "دیدار-2010" در دوشنبه شرکت کرده و در بخش فیلمهای کوتاه این جشنواره پیروز‌ شد، در صحبت اختصاصی با بی بی سی گفت که در حال حاضر مشغول پیدا کردن سرمایه برای فیلم جدیدش است.
آقای سنگی می‌گوید که این فیلم جدیدش به سرنوشت یک زن افغان بخشیده شده است.
بصیر سنگی در آمریکا تحصیل کرده و فیلم "راه بی‌بازگشت" خویش را در شهر کابل و نواحی اطراف آن تهیه کرده است.
بصیر سنگی در مورد محتوای این فیلم میگوید
محتوای اصلی فیلم من روی بنیادگری مذهبی می‌چرخد، طبعاً موضوع انتحار (انفجار با راه خودکُشی) و عواقب ناگوار آن برای جوانان در افغانستان است که در کشورم در میان جوانان زیاد شده و جان هزاران مردم بی‌گناه را می‌گیرد.
یعنی فیلم از سرنوشت یک جوان افغان حکایت می‌کند که چند نفر از بنیادگرای مذهبی او را شستشوی مغزی می‌کنند و جوان را وادار به کُشتن یک مقامی در افغانستان می‌کنند.
یعنی هدف اصلی از نواربرداری فیلم و در میان گذاشتن این موضوع آن است که جوانان جان خود را بیهوده به باد ندهند؟
دقیقاً. من با این فیلم می‌خواستم بگویم که انتحار راه اصلی رسیدن به مقصد نیست، راه رسیدن به مطلق، خداوند و یا مکافات نیست و مردم از این سودی نمی‌بینند. و انتحار مردمانی را به مرگ می‌رساند که کلاً بی‌گناه هستند.
بصیرجان، فکر می‌کنی که چرا جوانان در افغانستان خیلی آسان به دام بنیادگرایان می افتند و به چنین عمل ناشایم دست می‌زننند؟ یعنی سبب چیست؟
سبب اصلی فقر و بی‌سوادی در میان اکثر مردم در افغانستان است. و مشکلاتی که جوانان افغانستان در عرصه آموزش و پرورش با آن روبرو می‌شوند. هم بی‌سوادی و هم فقر سبب اصلی می‌شود که جوانان به یک مقدار پول ناچیز زود فریفته حرفهای این گروهها می‌شوند.
هرچند انتحار نه ریشه دینی دارد و نه ریشه انسانی. اما برخی از جوانان از بی‌سوادی زود فریفته حرفهایی از گروههای بنیادگرا می‌شوند.
انگیزه‌های این موضوع سیاسی است. یعنی جا کردن وحشت و دهشت در دل مردم که بخواهند به مردم بگویند که "ما گروهی هستیم که می‌توانیم به این کارها دست بزنیم و شما را خار و ذلیل بکنیم."
و این گروهها با استفاده از وضعیت مردم از این وسیله به آسانی استفاده می‌کنند.
برگردیم به موضوع سینما و فرهنگ و هنر. سینماگران تاجیکستان مشکلات اصلی این عرصه را نبود سرمایه برای تهیه فیلم می‌خوانند. بصیرجان، لطفاً بگویید که مشکلات اصلی که سینماگران فیلم با آن در افغانستان روبرو می‌شوند، چیست؟
به نظر من، موضوع پول و تجهیزات را تهیه‌کنندگان می‌توانند به آسانی حل کنند. ولی یکی از مشکلات اصلی که به فکر من، و این نظر شخصی من است، سینماگران افغان با آن همیشه روبرو هستند، نبود داستانهای خوب و جالب برای تهیه فیلمهاست.
و اگر ما دسترسی به سرمایه و تجهیزات زمانوی داشته باشیم، وقتی که داستان خوب نیست، ما نمی‌توانیم فیلم خوبی را تهیه کنیم. منظورم از داستانها و فیلمنامه نویسان خوب است.
اما صحبتهای قبلی من با هنرپیشگان زن افغان حاکی از آن بود که بانوان هنرمند در افغانستان مشکلات زیادی دارد. بصیرجان، به هنگام نواربرداری فیلم آیا مشکلی با پیدا کردن هنرمند زن در افغانستان داشتی یا خیر؟
خوب، راستی، من به هنگام تهیه با مشکل کمبود هنرمند زن روبرو نشدم. پدرم سلام سنگی در این جاده به من کمک کرد، یعنی هنرپیشه‌ای را پیدا کردیم که برای اجرای نقش قهرمان زنانه خیلی موافق افتاد.
ولی در شرایط فعلی خود هنرمندان زن در جامعه افغانستان به مانند مردم دیگر با مشکلات زیاد اجتماعی روبرو هستند.
کمی در مورد فعالیت آینده‌ات به ما بگو؟ آیا قرار است که در آینده نزدیک به تهیه فیلم جدیدی آغاز کنی؟ و اگر همین طور است، نام فیلم چه خواهد بود و داستانش چیست؟
حالا روی یک داستان فیلم کار می‌کنم که حدود دو سال طول کشید و این فیلم بلند خواهد بود. داستان آن در باره سرنوشت زنی حکایت می‌کند.
بیشتر موضوع این فیلم در مورد خشونت علیه زن در افغانستان است. یعنی فیلمنامه آماده است و ما مشغول جستجوی سرمایه هستیم، تا تهیه فیلم را آغاز کنیم. نام اولیه این فیلم "برقعی در آتش" است و شاید بعد از انجام تهیه آن اسمش دیگر می‌شود.
"
اشاره این گفت وگو را زرینه خوشوقت خبرنگار بی بی سی درتاجیکستان و همچنان مسوول برنامه تفریحی تاجیکی انجام داده است . با سپاس از برنامه های تفریحی تاجیکی بی بی سی
گذرگاه هنر

۱۳۸۹ مهر ۱۴, چهارشنبه

کنسرت مشترک ولی حجازی ستاره پاپ افغان و صدرالدین نجم الدین ستاره پاپ تاجیک در لندن




کنسرت مشترَک صدرالدّین نجم‌الدین، آوازخوان تاجیک و ولی حجازی، آوازخوان افغان مقیم آلمان، به تاریخ 12 سپتامبربرگزار شد.
این کنسرت به ابتکار شرکت قیام اینترنیشنل، یک شرکت بریتانیایی تولیدکننده برنامه‌های سرگرمی "فراغتی" و تفریحی انجام شد.
اکثر آنانی که به کنسرت آمده بودند، اهل افغانستان بودند. وقتی که مجریان این کنسرت روی صحنه حاضر شدند و به بینندگان و شنوندگان از آمادگی صدرالدّین و ولی برای آوازخوانی خبر رساندند، صدای شادی در تالار بلند شد.
سیم‌الدین آی‌محمد، همکار لندنی ما می‌گوید که به خصوص آهنگ صدرالدین به نام "گل ناز" مورد استقبال گرم قرار گرفت
دراین اواخر کنسرت های مشترک بین هنرمندان نامدار افغانستان و تاجیکستان برگزار می گردد که به گرم دوستی این دوکشور همدل و همزبان می افزاید.

۱۳۸۹ مهر ۷, چهارشنبه

احسان امان

احسان امان هنرمند نامدار موسیقی افغانستان است که در میان علاقه مندان هنرش از شهرت خاصی برخوردار است احسان امان در شهر لشکر گاه در استان هلمند افغانستان به دنیا آمده است احسان امان از آوان کودکی به موسیقی علاقه مند بوده است او در آوان کودکی نواختن آکوردئون را آموخته بود او از زمان دانش آموزی خود در پی آن بودکه یک هنرمند پرآوازه باشد او پس از تمام کردن مکتب وارد دانشگاه شد. و نخستین کار های رسمی هنری خو د را از رادیو کابل وقت آغاز کرد از همان دروران بود که صدایش به گوش های مردم طنین انداز شد و جاگزین قلب ها شد احسان امان هم مانند دیگر هنرمند افغان در سالهای جنگ مهاجر شد نخست به پاکستان رفت و سپس به آمریکا ابتدا در دیار مهاجرت به کار های دیگر پرداخت اما پس از تقاضا علاقه مندانش دوبار ه به کار موسیقی آغاز کرد احسان امان آلبوم های مختلف از آهنگ های خود دارد. احسان امان با دختر نیواز آهنگساز و آواز خوان شهره افغانستان از دواج نموده است احسان امان اکنون در آمریکا زندگی میکند تا هنوز به کابل نیامده است و علاقه مندانش انتظار دیدن و احسان را از نزدیک دارندوهمچنان علاقه مند اجرایی کنسرتش را در داخل افغانستان دارند قابل یاد آواری است احسان امان جوایز متعددی از جشنواره های موسیقی به دست آورده است

Eshan Aman

Ehsan Aman was born in Lashkargah, Afghanistan to Mohammad Aman, an engineer by profession, whose lineage was traced to distinguished peoples of the Helmand province. Ehsan's interest in music developed in early childhood when he learned to play the accordion. This led to his participation in his high school music functions that raised public support for his professional pursuit of music. After completing his high school education, Ehsan won a scholarship to enter Kabul University and he followed his father's footsteps to study. Aman's serious interest in music began during university- during his attendance as a student, he held various live performances; Ehsan's popularity began to rise. However, there were tensions between Aman and media personalities- the adverse circumstances of the time period led to misinterpretation of his lyrics and contributed to negative publicity. His songs - which were regulars of Kabul Radio Station - were banned. Ehsan?s early works included the hit single Bute' Daram, which he prepared as a gift for one of his relatives. Broadcast on radio, it immediately brought the singer to light. He was then requested by the radio staff for another song, to which he responded with Allah. This single, surpassing the popularity of his first number, was aired repeatedly gaining Ehsan immediate national attention. His quick fame led to provoking of resentment from others and led to fabrication of stories against the singer. Avoiding a confrontation that could have cost him his life, he chose to leave the country. He arrived in Pakistan in 1981. In October 1982, he emigrated to the United States, re-kindling his musical pursuits. In spite of economic and technical difficulties, he collaborated with other exiled Afghan musicians and , in 1983, he released his first album: Musafer. However, burdened with family life and the adjustment to the adopted country, Ehsan limited his involvements from 1985 to 1993 to a career in engineering. After 1993, at the request of fans, he returned to music. In January 2002, he was asked by the Embassy of Afghanistan in Washington D.C. to re-arrange the national anthem of Afghanistan. He performed his rendition in front of a 6,500 member audience, achieving acclaim for his achievement. In 1985, Ehsan married his wife Sahar who is the daughter of the late Afghan poet and composer Nainawaz. His wife supports of his music endeavors, she often accompanies him to his concert performances for moral support. He is also a calligrapher and an avid tennis player. From 1976 to 1980, he was a member of the Afghan National Tennis Team, and participated in many international tennis competitions outside of Afghanistan. In November 2006, he was featured in a major motion picture by Hollywood's Dreamworks/Paramount, The Kite Runner based on Khaled Hosseini's best seller novel. His featured songs in the movie were also part of the sound track album sold worldwide.

۱۳۸۹ خرداد ۱۶, یکشنبه

یادی استاد محمد حسین سرآهنگ بابا , شیر وکوه بلند موسیقی افغانستان


استاد محمد حسین سرآهنگ در 16 جوزای 1361 به اثر بیماری قلبی درگذشت .که آنچه در زیر می آید فشرده زندگی استاد است روحش شاد و یادش جاودان باد



محمد حسین سرآهنگ از استادان موسیقی افغانستان بود.او فرزند استاد غلام حسین بود و در سال ۱۳۰۲ خورشیدی در کوچه خوردک واقع در خرابات کابل دیده به جهان گشود. او در جریان دروس ابتدائی مکتب به فراگیری علم موسیقی نزد پدر آغاز کرد. پدرش متوجه استعداد او در موسیقی شد و او را به هند برد تا شاگرد استاد عاشق علی خان بنیانگذارمکتب مو.سیقی پتیاله گردد. محمد حسین شانزده سال پای درس استاد عاشق علی خان نشست و با گنجینه‌ای از علم موسیقی به وطن باز گشت و از همان آغاز تاسیس رادیو کابل همکار هنری رادیو بود.
در سال ۱۳۲۹ خورشیدی در یک فستیوال بزرگ موسیقی در سینما پامیر شهرکابل شرکت کرد. در این کنسرت که عده‌ای از استادان داخلی و خارجی از جمله استادقاسم افغان و استادبره غلام علی خان هندوستانی اشتراک داشتند، محمد حسین درخشید و به اخذ مدال طلا از جانب شهرداری وقت کابل نایل گشت. در همین سال بود که از طرف ریاست مستقل مطبوعات وقت لقب استادی به وی داده شد.
چند سال بعد از آن تاریخ لقب سرآهنگ نیز از طرف دولت به وی اعطا شد. او با گرفتن دعوت‌نامه‌های پیاپی از هند،پاکستان و اتحاد جماهیر شوروی در کنفرانسها و کنسرتهای زیادی اشتراک کرد. در سالهای اخیر در هر سالی دو سه بار به کنفرانسها و کنسرتهای خارجی دعوت می‌شد و تا آنجا که برای او مقدر بود در آن برنامه‌ها شرکت می‌کرد. از جمله القاب هنری که استاد سرآهنگ بدانها نایل گشته بود می‌توان اینها را نام برد: «کوه بلند موسیقی» ازدانشگاه چندیگر هند، القاب ماستر، دکتر، و پروفیسور موسیقی ازدانشگاه کلاکنرادر شهر کلکته لقب «سر تاج موسیقی» از دانشگاه مرکزی در شهرالله آباد هند، لقب «بابای موسیقی» پس از اجرای آخرین کنسرت سال ۱۳۵۷ خورشیدی دردهلی و لقب «شیر موسیقی» در پایان آخرین کنسرتهایش در زمستان سال ۱۳۶۰ خورشیدی ازدانشگاه الله آباد هند.
در همین سفر اخیر به هند بود که در پی یک حمله شدید قلبی مجبور شد کنسرتهایش را قطع کند و در یک بیمارستان شهر بمبئی بستری شود. پزشکان معالج باو توصیه نموده بودند که نه تنها دیگر آواز نخواند بلکه تا صحت یابی کامل حتی لب به سخن نگشاید. استاد سرآهنگ پس از بهبودی نسبی کنسرتهایش را تمام کرد با دو مدال طلا و نقره و لقب شیر موسیقی به وطن برگشت. بدینگونه تعداد کپها و مدالهایش از بیست عدد تجاوز کرد که می‌توان گفت در تاریخ موسیقی کلاسیک چه در کشور ما و چه در سر زمینهای نیم قاره هند کمتر استادی این همه مدال، اینهمه لقب و این همه جایزه هنری را صاحب شده‌است.
مرگ
ساعت ۹ صبح روز یکشنبه ۱۶ جوزای ۱۳۶۱ جنازه استاد در حالیکه عده زیادی از مسوولان دولتی از جمله منسوبین وزارت اطلاعات و فرهنگ، رادیو و تلویزیون وقت حاضر بودند از بیمارستانصدری ابن سینا برداشته شد و پس از مراسم تجهیز و تکفین براساس وصیت خودش به گذر خرابات برده شد تا پیر و برنای آن گذر از نزدیک با سر حلقه خراباتیان وداع نمایند. سپس جنازه استاد سرآهنگ در حالی عده بیشماری از دوستان و علاقمندان شان حاضر بودند، از مکرویان برداشته و جهت ادای نماز جنازه بهمسجد پل خشتی انتقال یافت.